وقتی از کسی نفرت داریم می خواهیم در ذهنمان در برابر او خاکریزهای دفاعی مختلف بسازیم.وقتی که به کسی عشق داریم قصدمان این است که هر نوع خاکریز که هیچ بلکه کوچک ترین امری که فاصله ایجاد می کند را از میان ببریم.

بالای معبد عشق نوشته شده است:بدون نفرت وارد شوید.

انسان هیچ گاه نمی تواند فاصله ی خود تا معشوق را از میان ببرد حتی با وصال این امر انجام نمی شود فقط عطش عشق فرو کاسته می شود.عشق سرنوشت نهایی اش چنان که در غرایز و ضمیر ما خواسته می شود اتحاد و بی فاصلگی نهایی ست و مطمئنا که این خواسته هیچ وقت تحقق پذیر نیست.

هر کدام از ما دنیاهای خودمان را داریم و دنیاهای دیگران فقط در حد یک تصور می تواند توسط ما درک شود.ما می توانیم این دنیا ها را تا حد امکان به خود نزدیک کنیم ولی نمی توانیم با آنها یکی گردیم.

دوست داشتن از عشق برتر است اما این را کسی می تواند باور کند که هرگز عاشق نشده باشد.دوست داشتن مرحله ی عملیاتی نشده ی عشق است.دوست داشتن موضوعی دارد که بسیار متفاوت با موضوع عشق است.

مجنون حق داشت آنهمه سرسپردگی و مشقت را به جان بخرد.اما اسم لیلی نشان نمی دهد که او حق داشته کارهایی مشابه کند.

گوسفندها عاشق نمی شوند
نظرات شما عزیزان: